كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
762
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
سَيَقُولُونَ زود باشد كه گويند اين صفات كه تو گفتى لِلَّهِ مر خداى راست كه مالك الملكوت و مجير بندگان است قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ بگو پس از كجا فريب يافته مىشويد و چگونه از راه حق برمىگرديد با وجود ظهور نور توحيد و تظاهر دلائل بر وحدت ملك مجيد طريق حق را گذاشته كجا مىرويد نظم اى كه پى نفس و هوا مىروى * راه نه اين است خطا مىروى راه روان زان ديگر روند * پس تو بدين راه چرا مىروى منزل مقصود در ان جانب است * پس تو ازين سوى كجا مىروى بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ بلكه آورديم بديشان راستى را از توحيد و وعده حشر و نشر وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ و به درستى كه ايشان دروغگويانند در آنكه تكذيب اين قول مىكنند يا در نسبت اتخاذ ولد و شريك به بارىتعالى مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ فرا نگرفت خداى تعالى هيچ فرزندى وَ ما كانَ مَعَهُ و نيست با او مِنْ إِلهٍ هيچ خداى كه در الوهيت شريك او بود چه اگر او را شريك باشد در خداى و خدا بايد كه آفريننده بود پس هر آئينه شريك او را مخلوقى چند باشد إِذاً آن هنگام لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ ببرد هر خداى آن را كه آفريده بود و در ان مستقل و مستبد باشد پس مخلوق را علامتى بايد كه بدان متميز باشد مخلوق اين خداى از مخلوق آن خداى ديگر و مشاهده مىرود كه ميان جميع مخلوقات تميز نيست پس ثابت شد كه با او هيچ خدائى نيست وحده لا شريك له و ديگر آنكه اگر با او خداى بودى چنانچه گفته شد مخلوق خود را جدا كردى و ملك او از ملك اين ممتاز شدى هر آئينه طرح نزاع و حرب ميان ايشان پديد آمدى چنانچه از حال ملوك دنيا معلوم است وَ لَعَلا و هر آئينه برترى جستندى و غلبه خواستندى بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ برخى از الهه بر برخى و باجماع و به استقرا معلوم شد كه اين تحارب و تنازع واقع نيست پس او را شريك نه بود سُبْحانَ اللَّهِ پاك است خداى تعالى بىهمتا عَمَّا يَصِفُونَ از آنچه صفت مىكنند او را بدان يعنى اتخاذ فرزند و انباز عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ اوست داناى پوشيده و آشكارا فَتَعالى پس بزرگتر و برتر است عَمَّا يُشْرِكُونَ از آنچه شريك مىگيرند براى او پس براى دلخوشى حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام از انزال عذاب به مشركان خبر مىدهد و مىفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد ص بطريق دعا رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي اى پروردگار من اگر بنمائى مرا و بىشبهه مىنمائى ما يُوعَدُونَ آنچه وعده داده شدهاند كافران از عذاب در دنيا و آخرت رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي اى پروردگار من پس مدار مرا فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ در گروه ستمكاران يعنى در عذاب قرين ايشان مساز اين سخن به جهت تواضع و كسر نفس است يا تنبيهه بر آنكه شومى ظلم مىتواند بود كه به بىگناه نيز برسد و مراد از ظلم اينجا شرك است وَ إِنَّا به درستى كه ما خداونديم عَلى أَنْ نُرِيَكَ بر آنكه بنمائيم تو ما نَعِدُهُمْ آنچه وعده داديم ايشان را از عقوبت لَقادِرُونَ هر آئينه توانائيم اما تاخيرى كه در ان مىرود بسبب آنست كه بعضى از ايشان يا اعقاب ايشان ايمان خواهند آورد .